بررسي بازي Observer: System Redux – اعترافات يك ذهن خطرناك

چند سالي هست كه استوديو بلوبر تيم با ساخت بازي‌هاي ترسناك روانشناختانه اسم و رسمي براي خود دست و پا كرده. بازي‌هاي بلوبر هيچوقت آثار كامل و همه چيز تمامي نبودند، اما نكته اينجاست كه در تك تك آثار اين استوديو، خلاقيت موج مي‌زند و اين موضوع براي يك تيم مستقل، دارايي ارزشمند و مهمي است.

با اين حال، اگر از من بپرسيد كه بهترين بازي اين استوديو كدام است، با اختلاف مي‌گويم Observer. فكر مي‌كنم خود بلوبر هم قبول دارد كه بهترين و كامل‌ترين ساخته‌شان همين اثري است كه در موردش حرف مي‌زنم.

چراكه آن‌ها تصميم گرفته‌اند به عنوان اولين پروژه نسل نهمي‌شان، به سراغ Observer بيايند و آن را با متر و معيارهاي جديد، ريمستر كنند. البته مثل همه ريمستر‌ها، نبايد فكر كنيد كه Observer: System Redux نيز تفاوت زيادي با نسخه اورجينالش دارد.

به طور كلي، گرافيك بازي، خصوصا نورپردازي‌اش، بهبودهاي قابل توجهي داشته كه به لطفشان Observer: System Redux ظاهر جذاب‌تري پيدا كرده. حالا شما مي‌توانيد روي كنسول‌هاي نسل نهمي، Observer: System Redux را روي رزولوشن 4K و با نرخ ۶۰ فريم بر ثانيه اجرا كنيد.

تنظيمات ري‌تريسينگ هم براي بازي در نظر گرفته شده كه با روشن كردنش به معني واقعي كلمه مي‌توانيد گرافيك نسل بعدي بازي را از نزديك حس كنيد. فقط تفاوت اينجاست كه بلوبر هنوز هم نتوانسته فشار سنگيني كه نور پردازي‌هاي پيچيده بازي روي شانه پردازشگرهاي گرافيكي مي‌اندازند را كنترل كنند و وقتي ري‌تريسينگ فعال مي‌شود، همچنان شاهد افت فريم‌هاي اساسي هستيم.

با اين حال، جلوه‌هاي بصري Observer: System Redux به لطف ري‌تريسينگ به قدري زيباتر مي‌شوند كه مي‌توان به راحتي روي اين مشكلات چشم بست و از گرافيك خيره كننده بازي لذت برد. براي اينكه بيشتر متوجه شويد كه ري‌تريسينگ چقدر روي گرافيك بهبود يافته بازي تاثير گذار است، در گالري زير چند تصوير از نسخه پلي استيشن 5 بازي را با تنظيمات التراي نسخه پي‌سي مقايسه كرده‌ام تا منظورم را تمام و كمال درك كنيد.

جداي از اين‌ها، بلوبر تيم سعي كرده تا حد امكان چند رشته كد انحصاري هم براي قابليت‌هاي تازه دوال سنس بنويسد تا كاربران پلي استيشن 5 بتوانند به لطف كنترلر جذاب اين كنسول، حس و حال موجود در فضاي بازي را بيشتر لمس كنند. اما اين كدها آنقدرهايي هم كه فكر مي‌كنيد روي دريافت حس و حال بازي تاثير گذار نيستند و اگر قصد خريد نسخه ايكس باكس Observer: System Redux را داريد، بايد بگويم كه چيز خاصي را از دست نخواهيد داد.

جداي از همه اين‌ها، بلوبر سعي كرده با اضافه كردن چند مرحله جانبي ساده، كمي ارزش خريد Observer: System Redux را نسبت به نسخه اصلي بالاتر ببرد. اما آيا چنين اتفاقي افتاده؟ به نظر من نه. منظورم اين نيست كه اين تغييرات بد هستند. اتفاقا برعكس، همين كه تيم سازنده سعي كرده با اضافه كردن چند مرحله جانبي كمي ارزش افزوده به نسخه ريمستر بازي جذابش ببخشد، در نوع خود قابل تقدير است.

منبع:

https://vigiato.net/p/156096

آيفون ۱۳ و ۱۳ پرو با نمايشگر LTPO و نرخ رفرش 120 هرتز معرفي مي‌شوند

با وجودي كه مدت زمان زيادي از رونمايي و عرضه گوشي‌هاي هوشمند سري آيفون 12 نمي‌گذرد؛ خبرهاي مختلفي در مورد نسل بعدي آيفون منتشر مي‌شود. براساس گزارش منتشر شده از سوي وب‌سايت كره‌اي، كوپرتينونشين‌ها قصد دارند فقط دو مدل پرو آيفون 13 را با نمايشگر OLED و نرخ بروزرساني 120 هرتز به بازار عرضه كنند.

باوجودي كه پيشتر گفته شده بود همه مدل‌هاي نسل بعدي آيفون اپل از نمايشگري با نرخ بروزرساني بالا بهره خواهند برد؛ اما گزارش اخير مي‌گويد تنها آيفون 13 پرو و آيفون 13 پرو مكس با نمايشگر «ProMotion» و رفرش ريت 120 هرتز در دسترس كاربران قرار خواهند گرفت.

 

 

 

در اين صورت آيفون 13 و آيفون 13 ميني از نمايشگر  LTPS و نسخه‌هاي پرو از نمايشگر 120 هرتزي LTPO برخوردار خواهند بود. LTPS  سرواژه‌هاي كلمات «پلي سيليكون با دماي پايين» و  LTPO سرواژه‌هاي كلمات «اكسيد پلي كريستالي با دماي پايين» است. در واقع اپل براي جلوگيري از مصرف انرژي ناشي از نرخ بروزرساني بالا، از نمايشگرهاي LTPO استفاده مي‌كند كه همان فناوري OLED با 5 تا 10 درصد مصرف انرژي بهينه تر است.

در مجموع منبع گزارش اندازه نمايشگر، نوع پنل و نرخ تازه‌سازي چهار مدل از آيفون 13 را بدين شكل بيان مي‌كند:

آيفون 13 ميني: نمايشگر 5.4 اينچي LTPS، نرخ بروزرساني 60 هرتز.

آيفون 13: نمايشگر 6.1 اينچي LTPS، نرخ بروزرساني 60 هرتز.

آيفون 13 پرو: نمايشگر 6.1 اينچي LTPO، نرخ بروزرساني 120 هرتز.

آيفون 13 پرو مكس: نمايشگر 6.7 اينچي LTPO ، نرخ بروزرساني 120 هرتز.

استفاده از نمايشگرهاي LTPO به اپل اجازه مي‌دهد كه بروزرساني نمايشگر را تا نرخ مورد نظر تغيير دهد. چنين ويژگي به كاهش مصرف انرژي در نمايشگرهاي هميشه روشن كمك مي‌كند. كوپرتينويي‌ها از اين فناوري در نمايشگر اپل واچ 5 و اپل واچ 6 بهره برده‌اند. سامسونگ نيز از همين ويژگي در نمايشگر گلكسي نوت 20 الترا استفاده كرده است.

گفته مي‌شود اپل تامين نمايشگر نسخه پرو مكس و نسخه ميني آيفون 13 را به سامسونگ ديسپلي و تامين بخشي از نمايشگرهاي ديگر مدل‌هاي آيفون 13 به غير از نسخه پرو مكس را به ال‌جي ديسپلي سپرده است.

انتظار مي‌رود آيفون 13 اپل شهريورماه سال آينده رونمايي شود. بي‌شك تا آن زمان تغييرات بسياري در طراحي و توليد نسل بعدي آيفون اپل رخ خواهد داد.

منبع:

https://digiato.com/article/2020/12/31/%d8%a2%db%8c%d9%81%d9%88%d9%86-%db%b1%db%b3-%d9%88-%db%b1%db%b3-%d9%be%d8%b1%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%b1-ltpo-%d9%88-%d9%86%d8%b1%d8%ae-%d8%b1%d9%81%d8%b1%d8%b4-120/

واتساپ تماس‌ صوتي و تصويري را به نسخه وب و دسكتاپ مي‌آورد

كاربران واتساپ با استفاده از گوشي هوشمند خود مي‌توانند با دوستان يا اعضاي خانواده خود تماس بگيرند و حالا به نظر مي‌رسد اين ويژگي به نسخه وب و دسكتاپ اين پيام‌رسان نيز اضافه خواهد شد.

طبق گزارشي جديد، واتساپ در حال توسعه قابليتي براي امكان برقراري تماس صوتي و تصويري غير از اپ موبايل است. بر اساس اسكرين شات منتشر شده، كاربر در هنگام دريافت تماس با يك پاپ آپ مواجه مي‌شود كه مي‌تواند آن را پاسخ دهد يا رد كند.

در حال حاضر مشخص نشده كه قابليت تماس ويديويي مانند گوشي‌هاي هوشمند يك پيش نمايش در اختيار كاربران قرار مي‌دهد يا خير. در پاپ آپ مربوط به تماس كاربران مي‌توانند آن را بي‌صدا كرده يا اينكه از تماس صوتي به تصويري تغيير دهند.

گفته مي‌شود نسخه وب و دسكتاپ واتساپ از قابليت تماس صوتي و تصويري گروهي نيز پشتيباني مي‌كنند، با اين حال مانند نسخه موبايل شاهد حضور حداكثر ۸ نفر در آن‌ها خواهيم بود.

 

 

 

پشتيباني از تماس‌ها در واتساپ وب و دسكتاپ آن را يك قدم به سمت مستقل شدن از موبايل نزديكتر مي‌كند. در حالي كه كاربران براي استفاده از اين نسخه‌ها بايد گوشي خود را به اينترنت متصل كنند، اين پيام‌رسان مي‌خواهد با پشتيباني از دستگاه‌هاي متصل، نياز به چنين كاري را از بين ببرد.

اين پيام‌رسان به دنبال پشتيباني از يك حساب در چندين دستگاه است و مي‌توان بدون وابستگي به گوشي، از يك اكانت در محصولات مختلف استفاده كرد، البته در حال حاضر تاريخ انتشار چنين قابليتي مشخص نشده است.

با انتشار اين ويژگي‌ها، كاربران مي‌توانند مانند اسكايپ و زوم بدون نياز به گوشي هوشمند خود و از طريق دسكتاپ با ديگران ارتباط صوتي و تصويري برقرار كنند. در حالي كه تاريخ ارائه هيچ‌كدام از قابليت‌ها مشخص نشده، گزارش اخير به پشتيباني نسخه وب و دسكتاپ از تماس‌ها در آينده نزديك اشاره كرده است.

منبع:

https://digiato.com/article/2020/10/20/%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b3-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%b5%d9%88%d8%aa%db%8c-%d9%88%d8%a8-%d8%af%d8%b3%da%a9%d8%aa%d8%a7%d9%be-%d9%88%d8%a7%d8%aa%d8%b3%d8%a7%d9%be/

آشنايي با DailyArt؛ اپليكيشني براي دوستداران هنر

مي‌دانيد زني كه در تابلوي لبخند ژكوند داوينچي به سمتتان لبخند مي‌زند دقيقا كه بوده؟ از دليل بريده شدن گوش‌ وينسنت ون گوگ خبر داريد؟ اين‌ها فقط دو نمونه از سؤالاتي هستند كه بعد از نصب اپليكيشن DailyArt مي‌توانيد به پاسخشان برسيد.

اگر شيفته آثار نقاشي امپرسيونيسم، رئاليسم، اكسپرسيونيسم و كوبيسم هستيد و دوست داريد بدانيد كه در پس هر تابلو چه داستان‌ها و حقايقي پنهان شده، DailyArt براي شماست. اين اپليكيشن رايگان فضايي ايجاد كرده كه بيش از 1 ميليون نفر از دوستداران هنر، هر روز در آن با يك اثر نقاشي بزرگ و مطرح دنيا آشنا مي‌شوند و پرده از رازها و شگفتي‌هاي زندگي نقاشان‌ آن‌ها بر مي‌دارند.

 

DailyArt
 

 

DailyArt آرشيو ارزشمندي از 2500 نقاشي برتر دوران را در خود گردآوري كرده و هر روز به طور رندوم شما را با يكي از آن‌ها آشنا مي‌كند. يك روز با داستان تابلوي مونا ليزاي داوينچي همراه مي‌شويد، و يك روز ديگر با زندگي پر فراز و نشيب و غم‌انگيز وينسنت ون گوگ. همه اين داستان‌ها برايتان بازگو مي‌شوند و خبر خوب اين كه با پشتيباني از زبان فارسي، مي‌توانيد از خواندن بعضي از اين داستان‌ها به زبان‌ مادري‌مان هم لذت ببريد.

البته بيشتر داستان‌ها به زبان انگليسي هستند و تعداد مقالاتي كه به فارسي ترجمه شده زياد نيست. اما اگر علاقه‌مند بوديد خودتان هم مي‌توانيد دست به كار شويد و در گسترش مقالات فارسي مشاركت داشته باشيد. DailyArt به غير از معرفي نقاشي‌ها، آرشيو بزرگي از زندگي‌نامه 700 هنرمند و اطلاعات مربوط به 500 موزه هنري شاخص دنيا را هم برايتان گردآوري كرده كه از تب مخصوص مي‌توانيد به آن‌ها دسترسي پيدا كنيد.

اپليكيشن جستجوگر داخلي نسبتا خوبي هم دارد. تقريبا هر چيزي را كه جستجو كنيد به آن مي‌رسيد، ضمن اينكه امكان اشتراك‌گذاري سريع محتوا را در شبكه‌هاي اجتماعي هم داريد. هر روز با معرفي يك نقاشي جديد، DailyArt شما را با نوتيفيكيشن خبر مي‌كند تا بتوانيد هر چه سريع‌تر اپليكيشن را چك كنيد. نكته خوب اينكه اين نوتيفيكيشن قابل زمان‌بندي هم هست تا موقعي برايتان ارسال شود كه مزاحمتان نباشد.

منبع:

https://digiato.com/article/2020/08/11/dailyart-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%86%d9%82%d8%a7%d8%b4%db%8c/

سامسونگ احتمالا در حال توسعه اپ مبتني بر بلاكچين براي انتقال امن فايل است

بر اساس برخي گزارش‌ها سامسونگ در حال توسعه برنامه اشتراك گذاري فايل جديدي است كه به لطف استفاده از فناوري بلاكچين انتقال امن فايل‌ها بين گوشي‌هاي اين شركت را امكان پذير مي‌كند.

سامسونگ به منظور ارتقا امنيت اشتراك گذاري فايل بين گوشي‌هاي اين شركت، در حال توسعه اپليكيشن جديدي به نام Private Share است كه از قدرت فناوري بلاكچين براي انتقال امن فايل‌ها استفاده مي‌كند. كاربران به كمك اين اپ مي‌توانند فايل‌ها را به شكل خصوصي به اشتراك بگذارند. علاوه بر اين مي‌توان براي فايل‌ها تاريخ انقضا تعيين كرد به گونه‌اي كه پس از تاريخ مد نظر از گوشي گيرنده حذف مي‌شوند. گيرنده اجازه اشتراك گذاري فايل‌هاي ارسالي از طريق Private Share را نداشته و امكان گرفتن اسكرين شات را نيز ندارد.

 

 

 

مشابه آنچه در قابليت Quick Share سامسونگ مشاهده مي‌شود، فرستنده و گيرنده براي انتقال امن فايل‌ها بايد برنامه Private Share را روي گوشي نصب كرده باشند. براي انتقال فايل‌ها ابتدا فرستنده درخواست شروع ارسال فايل را براي گيرنده مي‌فرستد كه در صورت تأييد شدن توسط گيرنده، يك كانال امن براي تبادل فايل‌ها ايجاد خواهد شد.

آنطور كه در گزارش نوشته شده، سامسونگ احتمالاً همزمان با معرفي سري گلكسي S21 از اپ Private Share به عنوان يكي از قابليت‌هاي جديد اين خانواده رونمايي خواهد كرد و سپس آن را مثل قابليت Quick Share و Music Share براي پرچمدارهاي قبلي منتشر خواهد كرد. طبيعتاً اين اپ فقط براي گوشي‌هاي سامسونگ منتشر خواهد شد و براي بهره مندي از آن بايد يكي از گوشي‌هاي سري گلكسي را داشت. سامسونگ احتمالاً اوايل ژانويه ۲۰۲۱ (اواسط دي) از سري گلكسي S21 رونمايي مي‌كند.

منبع:

https://digiato.com/article/2020/11/16/%d8%b3%d8%a7%d9%85%d8%b3%d9%88%d9%86%da%af-%d8%aa%d9%88%d8%b3%d8%b9%d9%87-%d8%a7%d9%be-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d9%84-%d9%81%d8%a7%db%8c%d9%84-%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%a9%da%86%db%8c%d9%86/

با خودروي همه‌جاروي FAT Truck آشنا شويد؛ پاگنده‌‌ي كانادايي براي فتح پستي و بلندي‌ها

چندي پيش بود كه خودروي دوزيست و همه‌جاروي شرپ (Sherp) با قابليت‌هاي منحصر بفرد خود سر و صداي زيادي برپا كرده و مورد توجه بسياري از رسانه‌هاي غربي قرار گرفته است. پس از جلب توجه شرپ، اين بار شاهد ظهور خودرويي مشابه از كشور كانادا هستيم كه در كمال تعجب از مجوز هاي لازم براي تردد جاده اي نيز برخوردار است و به لطف بهره مندي از استانداردهاي ايمني و با توجه به قيمت 127 هزار دلاري، مي تواند به عنوان رقيبي تازه براي خودروهاي آفرودر معروف تلقي شده و حد و مرزهاي تازه اي را در زمينه آفرود و عملكرد خارج جاده اي ارائه دهد. اين خودرو FAT Truck نام داشته و مثل شرپ روسي از تايرهاي غول‌پيكر استفاده مي‌كند.

 

 

 

از نظر طراحي FAT Truck و شرپ كاملا شبيه هم ديده مي‌شوند و در نگاه اول تشخيص آنها از يكديگر با دشواري همراه است، اما با وجود شباهت‌هاي ظاهري، FAT Truck و شرپ در زير پوسته خود بسيار متفاوت هستند. اولين تفاوت آنها، كسب استاندارد ISO براي مقاومت سازه هنگام واژگوني و برخورداري از كمربند ايمني براي تمامي سرنشينان توسط نماينده كانادايي‌ها است. با تكيه بر اين دو ويژگي، FAT Truck مجوز حضور در خيابان‌ها و جاده‌هاي عمومي را دارد، در حاليكه شرپ فقط در خارج از مسيرهاي عمومي قابل استفاده است.

 

 

 

در بخش پيشرانه تفاوت‌ها بيشتر و ملموس‌تر مي‌شود. نيروبخش شرپ روسي يك موتور 1.5 ليتري است، اين موتور كه فاقد مجوز از آژانس حفاظت از محيط زيست آمريكا (EPA) است، تنها 44 اسب بخار قدرت توليد مي‌كند. در مقابل موتور 2.2 ليتري و ديزلي FAT Truck قدرتي برابر با 67 اسب بخار توليد كرده و با استانداردهاي EPA مطابقت دارد.

منبع:

https://digiato.com/article/2020/12/26/%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b1%d9%88%db%8c-%d9%87%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%ac%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c-fat-truck-%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7-%d8%b4%d9%88%db%8c%d8%af/

گرافيك يكپارچه جديد Iris Xe اينتل چطور دنياي لپ‌تاپ‌ها را دگرگون مي‌كند؟

اوايل ماه سپتامبر سال جاري ميلادي بود كه اينتل براي نخستين بار از نسل يازدهم پردازنده‌هاي موبايل خود با نام رمز «Tiger Lake» رونمايي كرد. نخستين چيپ‌ها، اعضاي تازه‌اي براي خانواده پردازنده‌هاي سري U به حساب مي‌آيند كه به صورت خاص براي عموم مردم و لپتاپ‌هاي فوق حمل‌پذير ساخته شده‌اند. اگر اخبار مربوط به نخستين تست‌ها را مطالعه كرده باشيد، متوجه مي‌شويد كه منتقدان عموما عقيده دارند اين پردازنده‌ها بسيار بهينه ظاهر شده و فونداسيون لازم براي انبوهي از بهبودها نسبت به نسل‌هاي قبلي را پايه‌گذاري كرده‌اند. اما بهبودي كه در گرافيك يكپارچه چيپ‌ها به وجود آمده چيزيست كه لياقت بيشترين توجه را دارد. اگر كوتاه بگوييم، تغييرات شگرف هستند.

پردازنده‌هاي Core i5 و Core i7 در خانواده تايگر ليك (مثلا Core i5 1130G7 و Core i7-1185G7) همراه با گرافيك يكپارچه «Iris Xe» اينتل از راه مي‌رسند و خود كمپاني‌ مدعي بهبودهاي فراوان نسبت به گرافيك Intel UHD شده كه در نسل قبلي پردازنده‌هاي لپ‌تاپ و دسكتاپ به وفور يافت مي‌شد. در واقع اين نخستين باري است كه اينتل گرافيك نسل بعد خود را كه تحت برند Intel Xe شناخته مي‌شود، در عمل به كار گرفته است. تست‌ها نيز نشان مي‌دهند كه ادعاي اينتل درست است: Iris Xe نه‌تنها بهبودي بزرگ نسبت به محصولات پيشين اينتل به وجود مي‌آورد، بلكه حالا از گرافيك يكپارچه Radeon شركت AMD نيز پيشي گرفته كه براي مدتي طولاني، عملكردي بهتر داشته‌ است.

در اكثر موارد، نتايج به دست آمده از Iris Xe (مثلا روي چيپ Core i7-1185G7) آنقدرها حيرت‌انگيز نيستند كه بگوييم شاهد تغييري بنيادين در كاركرد گرافيك يكپارچه هستيم. اما اين پردازنده‌ها گرافيك يكپارچه را كارآمدتر از قبل كرده و باعث مي‌شوند گيمينگ بدون دسترسي به يك كامپيوتر گيمينگ اندكي واقع‌گرايانه‌تر باشد. در ادامه مقاله، برخي از نتايج به دست آمده در تست‌ها و بنچمارك‌هاي مختلف را مرور خواهيم كرد تا دركي بهتر از تمام ماجرا داشته باشيد.

لازم به اشاره است كه ارقام درج شده در اين مطلب، نمايانگر عملكرد بهترين پردازنده تايگر ليك سري U موجود در بازار هستند. بنابراين در حال بررسي برترين ساخته اينتل هستيم و نه محصولات ضعيف‌تر و ميان‌رده‌تر، اما همين موضوع راجع به چيپ موبايل AMD Ryzen 7 كه دائما fا محصول اينتل مقايسه شده نيز مصداق دارد. اين را نيز بايد اضافه كرد كه Iris Xe فقط روي پردازنده‌هاي Core i5 و Core i7 تايگر ليك در دسترس است و Core i3 كماكان همراه با گرافيك Intel UHD به دست مشتريان خواهد رسيد.

منبع:

https://digiato.com/article/2020/12/19/%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c%da%a9-%db%8c%da%a9%d9%be%d8%a7%d8%b1%da%86%d9%87-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-iris-xe-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d9%84-%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c/

اپل برچسب‌هاي جديد حريم خصوصي را به برنامه‌هاي اپ استور اضافه كرد

اپل به تازگي برچسب‌هاي حريم خصوصي را به برنامه‌هاي اپ استور اضافه كرده كه كاربران توسط آن‌ها مي‌توانند از نحوه استفاده برنامه‌هاي iOS از اطلاعات شخصي خود مطلع شوند.

اپل در ماه ژوئن و طي كنفرانس WWDC 2020 از قصد خود براي افزودن اين برچسب‌هاي موسوم به «Nutrition Labels» خبر داد. اين كمپاني همچنين ماه گذشته اعلام كرد توسعه‌دهندگان بايد از تاريخ ۱۸ آذر ماه از اين برچسب‌ها استفاده كنند و در غير اينصورت ديگر نمي‌توانند براي اپ‌هاي خود بروزرساني ارائه دهند.

حالا اپل همانطور كه وعده داده بود، چنين ويژگي را به صورت رسمي براي محصولات iOS‌ با سيستم iOS 14 راه‌اندازي كرده. طبق اعلام اپل، اپ‌ها روي تمام پلتفرم‌هاي اين كمپاني شامل iPadOS ،iOS، مك او اس، watchOS و tvOS بايد داراي چنين برچسب‌هايي باشند. علاوه بر اين، توسعه‌دهندگان با ارائه هر بروزرساني بايد اين برچسب‌ها را با اطلاعات دقيق آپديت كنند. اپل خود از چنين برچسب‌هايي براي برنامه‌هاي خود استفاده خواهد كرد.

اپل براي تمام برنامه‌هاي خود كه داراي صفحه در اپ استور هستند، چنين اقدامي را انجام مي‌دهد. اگر برنامه‌اي داراي صفحه اپ استور نباشد و كاربران نتوانند آن را حذف كنند كه براي مثال مي‌توان به Messages اشاره كرد، اپل اطلاعات مربوط به حريم خصوصي آن را در وب قرار مي‌دهد. تمام برنامه‌هاي اپل در اپ استور داراي برچسب حريم خصوصي در وب هم خواهند بود.

حريم خصوصي

 

اپل در اين برچسب‌ها، نحوه جمع‌آوري اطلاعات را در سه دسته شامل داده‌هايي كه كاربر را رديابي مي‌كنند، داده‌هاي مرتبط با كاربر و اطلاعاتي كه به كاربران مربوط نيستند، تقسيم كرده. رديابي به معناي آن است كه توسعه‌دهنده اطلاعات اپ مانند اطلاعات شخصي يا داده‌هاي جمع آوري شده توسط دستگاه را در اختيار كمپاني‌ها و سايت‌هاي ديگر براي تبليغات قرار مي‌دهد.

اپل همچنين اعلام كرده اين برچسب به معناي اشتراك‌گذاري داده‌هاي كاربر يا دستگاه با كمپاني‌هايي است كه آن‌ها را مي‌فروشند.

اطلاعات مرتبط با كاربران مربوط به داده‌هاي مورد استفاده براي شناسايي آن‌ها خواهد بود. اطلاعاتي كه به كاربران مربوط نيستند هم مربوط به داده‌هايي مانند تاريخچه مرورگر مي‌شود كه به هيچ روش قابل شناسايي به شما مربوط نمي‌شوند.

منبع:

https://digiato.com/article/2020/12/15/%d8%a8%d8%b1%da%86%d8%b3%d8%a8-%d8%ad%d8%b1%db%8c%d9%85-%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5%db%8c-%d8%a7%d9%be-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1/